الملا فتح الله الكاشاني
122
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دادن اوست و گويند رحمت تعاطف است كه حقتعالى ارزانى داشته تا به آن بر يكديگر مهربانى ورزند و يا مراد از آن توبه است كه على العموم در اين رحمت به همه گشوده و همه را به اين رحمت دعوة فرموده كه وَتُوبُوا إِلَى اللَّه جَمِيعاً از ابن عباس روايت است كه چون اين آيه نازل شد ابليس طمع در رحمت كرد و گفت كه من نيز در تحت كل شيء داخلم پس رحمت او به من نيز خواهد رسيد حقتعالى به جهت قطع طمع او فرمود كه فسأكتبها الى آخر عطيه عوفى گفته كه رحمت حق تعالى واسع است به همه كس الا آنست كه از روى وجوب بمؤمنان ميرسد كه * ( فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ) * و بر وجه تفضل به غير ايشان پس حق سبحانه و تعالى در دنيا كافر را ببركة مؤمنان روزى ميدهد و بطفيل اهل ايمان بر ايشان انعام ميفرمايد و عذاب از ايشان بر ميدارد هم چنان كه كسانى كه در تاريكى باشند و بر روشنايى غيرى در راه روند و چون آن غير برود ايشان در تاريكى بمانند همچنين مؤمنان در قيامت در جنت بمقر خود قرار گيرند كافرانى كه بنور ايشان رفته باشند در ظلمت بمانند و نزد محققان رحمة دو است يكى رحمت ذاتيه كه آن را رحمت مطلقه امتنانيه ميگويند و آن رحمتى است كه همه چيز را فرا رسيده چنان كه فرموده كه * ( رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ) * و نتيجه آن عطاى از ليست بىسابقهء سؤال سائل و وسيلهء حاجت محتاج با ثبوت استحقاق معطى له بوجهى از وجوه دويم رحمت وجوبية كه مقيده نيز خوانند و آن هم از رحمت ذاتيه فايض شده و استحقاق بنده مر آن رحمت را نيز هم نتيجهء رحمت امتنانيه است چنان كه قبل از سابقه و خدمت رابطه دعوت استحقاق بنده مر آن رحمت را نيز هم نتيجهء رحمت امتنانيه است چنان كه قبل از سابقه و خدمت رابطه دعوت استحقاق وجود ارزانى فرموده بعد از فيض وجود و استعداد افاده و قابليت استفاضه داده و رحمت وجوبيه را مقيده جهت آن گويند كه مقيد است به شرطى چند از اقوال و افعال كما قال * ( فَسَأَكْتُبُها ) * پس زود باشد كه ثابت گردانم مر اينرحمت را * ( لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ) * براى آن كسانى كه پرهيز كنند از شرك و معصيت * ( وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ ) * و بدهند زكات مفروضه را * ( وَالَّذِينَ هُمْ ) * و براى آنان كه ايشان * ( بِآياتِنا ) * به آيتهاى منزله ما * ( يُؤْمِنُونَ ) * ميگروند تخصيص زكات بذكر از ساير عبادات مفروضه به جهت انافه آن است و ديگر آنكه زكات بر عباد اشق فرايض است به جهت شدة محبت او بمال كما قال إِنَّه لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ و از قتاده نقل است كه يهود و نصارى تمناى اين رحمت كرده گفتند كه ما بآيات ايمان داريم و زكات مال را ميدهيم پس براى ما ثابت خواهد بود حقتعالى رشته اميد ايشان را منقطع ساخته آن رحمت را به اين امت تخصيص داد و فرمود كه متقيان و مؤمنان كه رحمت براى ايشان مينويسيم * ( الَّذِينَ ) * آنانند كه از روى صدق * ( يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ ) * پيروى كنند فرستاده خداى را كه صفت او اينست كه